چکیده حق بر سلامت، یکی از حقوق بنیادین بشری است و منشأ تکالیف اشخاص خصوصی و دولتها در نظامهای حقوقی داخلی و بینالمللِ حقوق بشر قرار دارد. بهرهگیری از حق بهداشت و سلامت عمومی به ارتقای سطح سلامت در جامعه و در نتیجه، ارتقاء شاخص توسعه کمک خواهد کرد. در نظامهای حقوقی پذیرفته شدهاست که وصف آگاهی شامل علم به عناصر ذیل است: ماهیت تصمیم گیری، روشهای درمانی جایگزین روش پیشنهادی، خطرات و مزایای درمان پیشنهادی و عوارض احتمالی هر یک از روشهای درمانی. آگاهی مستلزم آن است که پزشک به بیمار اطلاعاتی در رابطه با نوع بیماری، ماهیت، روش درمان پیشنهادی، روشهای جایگزین موجود، خطرات و مزایای فرایند درمان، طول مدت درمان، هزینههای درمان و عوارض احتمالی آن به بیمار ارائه کند. در فوریتهای پزشکی، امکان آگاهسازی بیماری و یا شاید نماینده قانونی بیمار (همراه وی، اولیای وی) از تمام یا بعضی از این موارد جزئیِ مصداق آگاهیِ بایسته وجود نداشته باشد؛ که در این صورت باید استانداردهای قانونی برای مداخلات پزشکیِ اورژانسی در نظام حقوق سلامت ایران طراحی شود؛ امری که بهویژه در مورد بیماران روانی تاکنون مفقود بوده است. این مقاله، جستاری در راستای حل چالشهایی در حوزه رضایت و برائت بیماران، خصوصاً با لحاظ پیچیدگیهای کسب رضایت و برائت از مشمولانِ «آییننامه اجرایی نحوه نگهداری و درمان مجانین» (مصوب 1398) است.
Khaghani Esfahani1,Mahdi . (1403). تحولات تقنینی حصول رضایت بیماران روانی در درمانهای اورژانسی؛ در فقه و حقوق کیفری ایران؛ مهدی خاقانی. فصل نامه تحلیل حقوق اسلامی, 2(2), 25-48.
MLA
Khaghani Esfahani1,Mahdi . "تحولات تقنینی حصول رضایت بیماران روانی در درمانهای اورژانسی؛ در فقه و حقوق کیفری ایران؛ مهدی خاقانی", فصل نامه تحلیل حقوق اسلامی, 2, 2, 1403, 25-48.
HARVARD
Khaghani Esfahani1 Mahdi. (1403). 'تحولات تقنینی حصول رضایت بیماران روانی در درمانهای اورژانسی؛ در فقه و حقوق کیفری ایران؛ مهدی خاقانی', فصل نامه تحلیل حقوق اسلامی, 2(2), pp. 25-48.
CHICAGO
Mahdi Khaghani Esfahani1, "تحولات تقنینی حصول رضایت بیماران روانی در درمانهای اورژانسی؛ در فقه و حقوق کیفری ایران؛ مهدی خاقانی," فصل نامه تحلیل حقوق اسلامی, 2 2 (1403): 25-48,
VANCOUVER
Khaghani Esfahani1 Mahdi. تحولات تقنینی حصول رضایت بیماران روانی در درمانهای اورژانسی؛ در فقه و حقوق کیفری ایران؛ مهدی خاقانی. فقه امامیه و حقوق اسلامی, 1403; 2(2): 25-48.